«نظام ولایت» و «استحکام امت»

احمد حسین شریفی
با نگاهی اجمالی به تاریخ ۲۵۰ ساله اخیر ایران اسلامی متوجه میشویم که «تجزیه» و کوچکسازی ایران بزرگ همواره در دستور کار استکبار جهانی بوده است.
هر زمانی به بهانهای بخشی از ایران را کنده و جدا کردند! به عنوان مثال، مناطقی مثل اوستیای شمالی، ارمنستان، گرجستان، داغستان، چچن، اینگوش، هرات، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، بخشهایی از قرقیزستان و قزاقستان، ایروان، نخجوان، آذربایجان، امارات، قطر، عمان و چند جزیره ارزشمند دیگر، دشت ناامید، بخشهایی از کوههای آرارات، منطقه قرهسو، بخشهایی از اروندرود، دهکده فیروزه، بحرین و جزایر زرکوه و آریانا که مجموعاً از نظر وسعت، حدود ۳ میلیون و پانصد هزار کیلومتر مربع یعنی چیزی حدود دو برابر مساحت فعلی ایران، در طول دویست سال پیش از انقلاب اسلامی و در دوران پادشاهان نالایق و پَست قاجار و پهلوی از ایران جدا شدند.
جالب اینجاست که در هیچ کدام از این تجزیهها، هیچ تحرکی از سوی وطنپرستان و ایرانپرستان دیده نشده است! هیچ کسی نبود که حتی به دروغ فریاد برآورد که «جانم فدای ایران»! ایران در تمام دوران آن پادشاهان نالایق، همچون کالبد مردهای بود که هر لاشخوری هر تکهای را که میخواست از آن میکَند، و بقیه اجزاء آن، هیچ حس و احساسی نداشتند!
در دوران منحوس رضاشاه پهلوی، در شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و این زمانی بود که رضاشاه یک ارتش بزرگ، منسجم و قدرتمند در اختیار داشت. اما متفقین توانستند در «هشتاد ساعت» سراسر ایران را اشغال کنند! و ارتش بزرگ شاهنشاهی(!) هم هیچ مقاومتی نکرد! هیچ رد و نشانی از روحیه ملی و باستانی مردم ایران هم یافت نشد!
مدعیان ملیگرایی و تئوریپردازان باستانگرایی هم مثل موش در سوراخ خود خزیده بودند! حتی رضاشاه پهلوی که خود را «احیاگر سلسله پادشاهی» و «امتداد سلسله پادشاهان هخامنشی» میدانست و همه افتخارش به ایران قبل از اسلام بود و همه تلاش خود را برای اسلامزدایی و مبارزه با مظاهر دینی مردم به کار گرفته بود! اما این شاه شاهان در همان ساعات اولیه حمله متفقین، قصد فرار از کشور را داشت!
در دوران حکومت محمدرضا پهلوی، وقتی منطقه فوق راهبردی بحرین از ایران جدا شد، هیچ کس نبود که جان خودش را فدای ایران کند و لااقل به صورت زبانی، اعتراضی نسبت به این جداسازی و تجزیه داشته باشد!
اکنون سؤال این است که چطور شد ایران پسا انقلاب دربرابر همه توطئههای سخت و نیمهسخت و نرم دشمنان قسمخورده خود مقاومت کرده است! چه عاملی موجب شد که در دفاع مقدس هشتساله، ایران اسلامی توانست در مقابل همه دنیا ایستادگی کند و اجازه تصرف حتی یک وجب از خاک خودش را به دشمنان ندهد؟
چه تفاوتی ایجاد شده بود که در دفاع مقدس ملت ایران حاضر بودند جوانان عزیز خود را فدای کشور کنند؟! چه چیزی موجب شد که مادران شهدا نه تنها به سبب شهادت فرزندان دلبندشان ناراحت نباشند، بلکه بعضاً به دلیل نداشتن فرزندان دیگری که تقدیم اسلام و انقلاب کنند، از امام عذرخواهی میکردند؟!
چرا در شهریور ۱۳۲۰، علیرغم اینکه هیچ فرماندهی کشته نشد و به هیچکدام از تجهیزات نظامی ارتش شاهنشاهی هیچ خسارتی وارد نشد، در هشتاد ساعت سراسر ایران به اشغال متفقین درآمد؟! اما در خرداد ۱۴۰۴ علیرغم غافلگیری اولیه و ترور فرماندهان ارشد نظامی و تخریب بسیاری از تجهیزات نظامی و پدافندی، در ظرف «هشت ساعت» ورق جنگ برگشت؟ چه تفاوتی وجود داشت؟
البته مسأله فقط «مقاومت» نیست؛ بلکه ایران پساانقلاب نه تنها توانسته است در مقابل همه جنگهای سخت و نیمهسخت و نرم نظام سلطه «مقاومت» کند؛ بلکه با سرعتی اعجابآور و بینظیر به «رشد و پیشرفت» خود در عرصههای مختلف ادامه دهد.
فقط کافی است به آمار افزایش میانگین ۲۵ سال امید به زندگی در ۴۷ سال گذشته، توجه شود! رشدی بینظیر که نشانه پیشرفت در حوزههای مختلف بهداشتی، درمانی، سبک زندگی، تغذیه، فرصتهای گردشگری و سلامت مواد غذایی و دهها مؤلفه دیگر است.
در بسیاری از سنجههای پیشرفت و توسعه، جمهوری اسلامی در عداد بهترینهای عالم قرار دارد. ما دیگر وضعیت خود را با وضعیت قبل از انقلاب مقایسه نمیکنیم، بلکه با بهترینهای جهان مقایسه میکنیم. در بسیاری از عرصهها جزو ده کشور برتر جهان هستیم.
اکنون سؤال این است که این همه موفقیت به چه دلیل است؟ ایران پساانقلاب واجد چه اکسیر پیشبرندهای و انسجامدهندهای شد که ایران در دو قرن پیش از انقلاب فاقد آن بود؟!به نظر میرسد همه پاسخ را میتوان در جمله کوتاه و اشارهوار رهبر فرزانه انقلاب در دیدار مردم قم در روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ یافت؛ آنجا که فرمودند:
«اگر حکومتی لیبرال دموکراسی، سلطنتی و وابسته به این و آن بر ایران حاکم بود نمیتوانست مقابل این فشارها مقاومت کند؛ اما این نظام اسلامی و مردمی توانسته ایران را در علم و فناوری و سیاستهای بینالمللی و موارد زیاد دیگر، به پیشرفتهای بزرگ برساند»آری رمز موفقیت و راز اصلی و کلیدی پیشرفت، در برقراری «نظام ولایی» و «مردمسالاری دینی» و شکلگیری نظام «امامت و امت» در ایران اسلامی است.
آن اکسیر پیشبرنده، چیزی نیست جز اکسیر «ولایت» و آن نیروی انسجامبخش چیزی نیست جز نیروی «ولایتمداری» ملت عزیز و بصیر ایران اسلامی. نظام مقدس «جمهوری اسلامی» مصداقی برای آن سخن حکیمانه و البته دردمندانه زهرای مرضیه(س) در روزهای بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) است.
آنگاه که شاهد بیتوجهی مردم به ولایت و امامت بود و آنگاه که میدید عدهای از مهاجران و انصار، بیاعتنا به توصیههای پیامبر اکرم(ص)، در سقیفه بنیساعده گرد هم آمدهاند و در حال پیریزی یک نظام سکولار و بریدهی از ولایت هستند! آنجا بود که فرمود، پیروی از ولایت و پذیرش امامت اهل بیت عامل وحدت و انسجام و اتحاد و در نتیجه پیشرفت و اقتدار امت اسلامی است:فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ … طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا لَمّاً [اماناً] لِلْفُرْقَةِ؛ خدای متعال پیروی از اهل بیت را به هدف ایجاد «نظم و انسجام جامعه اسلامی»، بر امت اسلامی واجب کرد؛ و پذیرش رهبری و امامت آنان را به هدف «جلوگیری از تفرقه و تشتت و انشقاق اجتماعی» واجب کرد.