بعثت ملتها از منظر قرآن، روایات و اندیشه تمدنی امام خامنهای(قدس سره)

(بخش اول)
مقدمه
یکی از عمیقترین مفاهیمی که در گفتمان سیاسی اسلام و به طور خاص در آخرین مواضع فکری مقام معظم رهبری امام خامنهای (قدس سره) تجلی یافت، تعبیر «مبعوث شدن ملت ایران» بود. این عبارت، صرفاً یک شعار سیاسی یا تحلیل مقطعی از یک واقعه نیست؛ بلکه ریشه در بطن قرآن کریم، سیره انبیا و سنت معصومین(ع) دارد و امروز در قامت یک جنبش تمدنی خود را نشان میدهد.
مشاهدات عینی و میدانی قریب به پنجاه شب پس از شهادت امام شهید نشان داد آنچه در خیابانها جاری بود، فراتر از یک سوگواری عمومی بود. میلیونها انسان با حالتی که به وضوح از یک برانگیختگی درونی و هویتی خبر میداد به صحنه آمدند. این همان پدیدهای است که قرآن از آن به «بَعث» تعبیر میکند: برخاستنی که نه از سر اجبار، که از جوشش یک اراده جمعیِ الهی سرچشمه میگیرد.
این نوشتار با رویکردی تحلیلی و با تکیه بر آیات قرآن و تفسیر المیزان، به دنبال اثبات این مدعاست که انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و حتی اجتماعات عظیم پس از شهادت رهبری، مصادیق روشنی از امتداد بعثت در بستر تاریخ است.
فصل اول: بازشناسی مفهوم «بَعث» در نظام واژگانی قرآن
۱.۱. ریشهشناسی و گستره معنایی
واژه «بَعث» و مشتقات آن بیش از پنجاه مرتبه در قرآن به کار رفته است. مرور این کاربردها نشان میدهد که برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً به «زنده شدن مردگان در قیامت» معنا میکنند، بار معنایی آن در دنیا کاملاً فعّال، پویا و اجتماعی است. «بَعث» به معنای برانگیختن از سکون، گسیل داشتن و حرکتآفرینی است.
۱.۲. بعثت انبیا؛ الگوی نخستین برانگیختگی
واضحترین مصداق «بَعث» در قرآن، ارسال پیامبران است. خداوند در سوره نساء میفرماید:
«رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء: ۱۶۵)
(پیامبرانی نویدبخش و بیمدهنده تا پس از [آمدن] ایشان، مردم را بر خدا حجتی نباشد.)
نکته مهم در این آیه آن است که بعثت پیامبران برای «اتمام حجت» و بیدارگری عقول است، نه تحمیل عقیده. در سوره بقره نیز رسالت پیامبر خاتم با همین وصف بیان شده است:
«إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا» (بقره: ۱۱۹)
(همانا ما تو را به حق فرستادیم، بشارتدهنده و هشداردهنده.)
۱.۳. فراتر از فرد؛ تولد یک «امت مبعوث»
اما آیا دایره این برانگیختگی محدود به شخص پیامبر است؟ قرآن به صراحت از مرحلهای بالاتر سخن میگوید: برانگیخته شدن امت.
دو آیه مهم در این زمینه که این تمایز را روشن میکنند:
۱. آیه تشبیه حاملان بیعمل: قرآن در سوره جمعه گروهی را که کتاب الهی را حمل میکنند اما به آن عمل نمیکنند، چنین توصیف میکند:
«مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا» (جمعه: ۵)
(داستان کسانی که [عمل به] تورات بر آنان بار شد و آن را برنداشتند، همچون داستان خری است که کتابهایی را حمل میکند.)
۲. آیه امت برتر (آلعمران ۱۱۰): در نقطه مقابل آن تصویر ایستا و جاهلانه، قرآن از یک «امت برانگیخته» یاد میکند که خیرخواه بشریت است:
«كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» (آلعمران: ۱۱۰)
(شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید: به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند بازمیدارید و به خدا ایمان دارید.)
علامه طباطبایی در المیزان ذیل این آیه (ج ۳، ص ۳۶۹-۳۷۵) توضیح میدهد که تعبیر «أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» به معنای بیرون آورده شدن یا مبعوث شدن برای مردم است. این امت دیگر صرفاً دریافتکننده پیام نیست، بلکه بازیگر فعال تاریخ و حامل رسالت جهانی میشود.
فصل دوم: هندسه قرآنیِ بعثت یک ملت
در این فصل با استفاده از آیات صحیح، نشان میدهیم که بعثت ملت یک واقعه تصادفی نیست، بلکه بر پایه قوانین الهی مشخصی بنا شده است.
۲.۱. اصل همراهی با صادقین (سوره توبه، آیه ۱۱۹)
قرآن، کلید این برانگیختگی جمعی را در تبعیت از «صادقین» و ایجاد یک شبکه اجتماعی ایمانی میداند:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه: ۱۱۹)
این آیه که به «آیه صادقین» شهرت دارد، فرمان به «کونوا مع» (با هم بودن و همراه شدن) میدهد. علامه طباطبایی در المیزان (ج ۱۰، ص ۳۸) تأکید میکند که «صدق» در اینجا صرفاً راستگویی زبانی نیست، بلکه مطابقت کامل عمل با ایمان است. معیت با این صادقین، موتور محرکه تمدنسازی اسلامی است.
۲.۲. اصل قدرت همهجانبه تمدنی (سوره انفال، آیه ۶۰)
بعثت ملت برای ماندگاری و اثرگذاری نیازمند «آمادگی» است. قرآن در سوره انفال دستور به تجهیز همهجانبه میدهد:
«وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ…» (انفال: ۶۰)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه (المیزان، ج ۹، ص ۱۰۴) مفهوم «قوه» را بسیار گسترده میگیرد: از قدرت نظامی گرفته تا اقتدار علمی، اقتصادی، رسانهای و روانی. این آیه، منشور دفاع تمدنی و شرط بقای یک ملت مبعوث است.
۲.۳. اصل نفی سلطه کفار (سوره نساء، آیه ۱۴۱)
این آیه که به «آیه نفی سبیل» مشهور است، یک وعده قطعی الهی و شرط بقای بعثت سیاسی است:
«وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء: ۱۴۱)
علامه در المیزان (ج ۵، ص ۷۵) این آیه را یک حکم تکوینی و تشریعی همزمان میداند؛ یعنی اگر مؤمنان هویت جمعی و ایمانی خود را حفظ کنند، خداوند راه تسلط دشمن را بر آنان خواهد بست. در اندیشه تمدنی امام شهید، این آیه پشتوانه نظری «نظام سلطهستیزی» و «استقلال» است.
۲.۴. اصل امر به معروف به مثابه بعثت اجتماعی (سوره آلعمران، آیه ۱۰۴)
حلقه اتصال همه موارد فوق، آیه ۱۰۴ سوره آلعمران است. این آیه دقیقاً سازوکار بعثت درونی یک ملت را تشریح میکند:
«وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
واژه «أُمَّة» در اینجا به معنای گروهی برانگیخته و پیشرو است. این گروه، موظف به دعوت دیگران و اصلاح ساختارهای اجتماعی است. اجتماع میلیونی مردم در شبهای اخیر، مصداقی از این «دعوت به خیر» و «نهی از منکر» جمعی در مقیاس یک تمدن است.
۲.۵. سوگند به عصر؛ نجات از خسران جمعی (سوره عصر)
در نهایت، سوره کوتاه اما سترگ «عصر»، چرایی و ضرورت این بعثت را بیان میکند:
«وَالْعَصْرِ (۱) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ (۲) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (۳)»
علامه طباطبایی در المیزان (ج ۲۰، ص ۳۵۱) «انسان» را در اینجا نوع بشر و جامعه انسانی معنا میکند که در گردونه تاریخ رو به زیان است. راه برونرفت از این خسران، چهار رکن دارد: ایمان، عمل صالح، توصیه جمعی به حق و توصیه جمعی به صبر. این «تواصی» یعنی همان برانگیختگی متقابل اجتماعی؛ اینکه مردم یکدیگر را به مقاومت و حقمداری فرا بخوانند.
نتیجه
با مراجعه به نص قطعی قرآن و تفسیر المیزان مشخص میشود که «بعثت ملت» یک مفهوم کاملاً مستند قرآنی است. این برانگیختگی، عبور از مرحله «حمل صوری دین» (آیه ۵ جمعه) به مرحله «خیر امت بودن» (آیه ۱۱۰ آلعمران) است. شواهد نشان میدهد ملت ایران در بزنگاههای تاریخی با تمسک به «صادقین»، «اعداد قوا» و «تواصی به صبر»، مصداق همان امت مبعوث شدهای است که وعده غلبه بر خسران و نفی سبیل دشمن به او داده شده است.
(بخش دوم و پایانی)
در بخش پیشین به این نتیجه رسیدیم که «بعثت ملت» یک مفهوم مستند قرآنی است و عبور از مرحله «حمل صوری دین» به مرحله «خیر امت بودن» را نشان میدهد. اینک در بخش دوم، به ابعاد روایی و تمدنی این پدیده در سایه اندیشه امام شهید و رویدادهای پس از شهادت ایشان پرداخته خواهد شد.
بعثت در آینه سنت و سیره معصومین (علیهمالسلام)
۱.۱. روایت بعثت در بیان امام علی (ع)
اگر قرآن سند نظری وحیانی بعثت ملتهاست، نهجالبلاغه نقشه راه عملی آن است. امیرالمؤمنین (ع) در توصیف بعثت پیامبر خاتم (ص) به نکتهای ظریف اشاره میکنند:
«أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ… وَ هُمْ فِي الْأَرْضِ مُتَقَابِضُو الْأَطْرَافِ، مُتَشَاجِعُو الْأَحْلَافِ… فَنَظَرَ إِلَى الْأُمَمِ وَ رَأَى شَتَاتَ مِلَلِهِمْ» (نهجالبلاغه، خطبه ۹۴).
در این بیان، بعثت پیامبر پاسخی به یک مرگ تمدنی و پراکندگی اجتماعی است. نکته اینجاست که بعثت، نه فقط فرستادن یک فرد، که متحد ساختن ملتها و پایان دادن به «تشتت» است. اگر پیامبر (ص) مبعوث شد تا جامعه جاهلی را از تفرقه به وحدت برساند، ملت ایران نیز با همین منطق در سال ۵۷ و در شبهای اخیر مبعوث شد تا محور وحدت امت اسلامی در برابر تشتت تحمیلی قدرتهای جهانی باشد.
۱.۲. حدیث «خیر أمّه» و مسئولیت تاریخی
در تفسیر آیه ۱۱۰ آلعمران، از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند:
«أَنْتُمْ تُتِمُّونَ سَبْعِينَ أُمَّةً أَنْتُمْ خَيْرُهَا وَأَكْرَمُهَا عَلَى اللَّهِ» (سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۴۳۲).
این حدیث نشان میدهد عنوان «خیر امت» یک برچسب افتخاری نیست، بلکه یک بار مسئولیت تمدنی است. این امت، وارث رسالت انبیاء در اقامه قسط و عدل است. اجتماعات میلیونی شبهای اخیر، نشان داد که ملت ایران هنوز خود را حامل این بار میداند و از زیر آن شانه خالی نمیکند.
اندیشه تمدنی امام خامنهای؛ از بعثت فردی تا بعثت اجتماعی
تبیین نظریه «بعثت ملت» در گفتمان رهبری
برخلاف برداشتهای سطحی، تعبیر «مبعوث شدن ملت» یک شعار انتخاباتی نبود. بررسی بیانات امام شهید در سه دهه اخیر نشان میدهد که ایشان آگاهانه در حال تبیین یک مرحله جدید از تاریخ اسلام بودند. ایشان میفرمودند:
«ما امروز در مرحله تحقق جامعه اسلامی هستیم… جامعهای که قرآن از آن تعبیر میکند به «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» .» (بیانات در حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۱/۰۱/۰۱).
ایشان «بعثت» را منحصر به عصر پیامبر (ص) نمیدانستند، بلکه آن را سنتی جاری در تاریخ میدیدند که هرگاه ملتی هویت الهی خود را بازیابد، مجدداً مبعوث میشود. ایشان رسالت جمهوری اسلامی را تکرار بعثت در مقیاس یک تمدن تعریف میکردند.
۲.۲. سه رکن بعثت تمدنی از منظر امام شهید
۱. رکن اول: خودسازی معنوی (بُعد فردی بعثت): بعثت جمعی بدون «بعثت درونی» افراد ممکن نیست. «برانگیختگی وجدانهای خفته» شرط اول است.
۲. رکن دوم: نظامسازی اجتماعی (بُعد ساختاری): صرف برانگیختگی احساسی کافی نیست. امام شهید همواره بر ایجاد نهادهای مردمی و ساختارهای حکمرانی اسلامی اصرار داشتند.
۳. رکن سوم: امتداد جهانی (بُعد صادراتی): بعثت یک ملت وقتی کامل میشود که «لِلنَّاسِ» باشد، یعنی مرزهای جغرافیایی را درنوردد و به الگویی برای سایر ملل مبدل شود.
کالبدشکافی بعثت ملت ایران در شبهای پس از شهادت
۳.۱ حضور میدانی در جامعه
بر اساس مشاهدات میدانی، آنچه در خیابانهای ایران در حال رخ دادن است، دارای چهار مؤلفه منحصربهفرد بود:
- · خودجوشی معنوی: این اجتماعات فاقد فراخوان حزبی و سازماندهی تشریفاتی بود. مردم به یک ندای درونی پاسخ گفتند؛ ندایی که قرآن از آن به «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» (ذاریات: ۵۰) تعبیر میکند.
- تنوع هویتی در عین وحدت: حضور همزمان زنان با حجاب کامل در کنار جوانان امروزی، و اقوام گوناگون با زبانهای مختلف، نشان داد که این بعثت، یک جنبش فراگیر ملی بر اساس «ارزشهای مشترک تمدنی» بود، نه یک راهپیمایی جناحی.
- غلبه گفتمان بر خشونت: در تمامی این شبها، علیرغم التهاب طبیعی ناشی از فقدان رهبری، فضا کاملاً مسالمتآمیز و آمیخته با اشک و نوحه بود. این یعنی بعثت ملت ایران، نرم افزاری و فرهنگی است.
۳.۲ بررسی حضور میدانی از منظر اندیشه سیاسی
از منظر اندیشه سیاسی، آنچه در این شبها رخ داد را میتوان در قالب چند مفهوم تحلیل کرد:
نخست — وجوب عینی امر به معروف در شرایط بحران هویت:
حفظ نظام دین از اوجب واجبات است. بر اساس قاعده «حفظ بیضه اسلام» ، وقتی دشمن در صدد استحاله فرهنگی و حذف نمادهای تمدن اسلامی (مانند شخصیت رهبری) باشد، حضور در صحنه و اعلام وفاداری، مصداق بارز دفاع واجب و امر به معروف عینی است.
دوم — نظریه «مقبولیت» در کنار «مشروعیت»:
قدرت اجرایی امام و ولی فقیه به «تمکّن» و «بسط ید» مشروط است. این بسط ید جز با حضور و حمایت مردم محقق نمیشود. اجتماعات پس از شهادت، تجدید بیعت عملی با اصل ولایت فقیه و تضمینکننده استمرار قدرت نرم نظام اسلامی بود.
سوم — صیانت از نظام و ولایت
حفظ نظام اسلامی از ضروریات دین است. مردمی که در خیابانها حضور یافتند، در واقع به این واجب عمل کردند و بقای نظام را تضمین نمودند.
۳.۳ تحلیل فلسفی – الهیاتی
از منظر الهیاتی و معنوی، بعثت ملت ایران در این شبها را میتوان در قالب مفاهیم زیر تحلیل کرد:
نخست — تحقق وعده الهی در نصرت:
قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (محمد: ۷).
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه (المیزان، ج ۱۸، ص ۱۴۲) میفرماید که نصرت الهی مشروط به نصرت مردم است. یعنی خداوند به کسانی یاری میرساند که خودشان در مسیر حقیقت قیام کنند و برخیزند.
دوم — معامله با خداوند (بیع):
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» (توبه: ۱۱۱).
علامه طباطبایی در المیزان (ج ۹، ص ۱۱۲) این آیه را «تجارت پرسود» مینامد. مردمی که در خیابانها حضور یافتند و اشک ریختند، در واقع معاملهای با خداوند کردند: جان و مال خود را در راه آرمانهای الهی گذاشتند.
سوم — وعده الهی محبت در دلها:
در میان آن همه غم و اندوه، یک وعده قرآنی بود که به جنبش مردم معنا میبخشید:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» (مریم: ۹۶).
این آیه نشان میدهد که چرخه عزت مؤمنان یک حلقه متصل الهی است که مرگ افراد آن را قطع نمیکند، بلکه محبت را در دلها جاریتر میسازد.
درسآموختهها و راهبردها
درسهای تمدنی یک وداع باشکوه
۱. بقای تمدن در گرو مشارکت عمومی است: تمدنی که مردم آن غایب باشند، موزه است نه یک موجود زنده. شبهای اخیر نشان داد مردم ایران همچنان «مخاطب فعال» تاریخ خود هستند.
۲. تولید قدرت نرم از دل بحران: در حالی که رسانههای دشمن از «فروپاشی» سخن میگفتند، این اجتماعات میلیونی بزرگترین عملیات قدرت نرم در سالهای اخیر بود.
۳. ضرورت تقویت شبکههای اجتماعی ایمانمحور: مساجد، هیئات مذهبی و گروههای جهادی که در این شبها مثل عقبههای لجستیک یک سپاه فرهنگی عمل کردند، باید به عنوان «حلقههای میانی» تمدنساز تقویت شوند. این شبکهها مصداق آیه «يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» هستند.
۴. امتداد جهانی: از بعثت ملی تا بعثت موعود: این حرکت، پایانی بر یک مقطع نیست؛ بلکه آغاز یک بیداری جدید در جهان اسلام است. این بعثت، پیشنمایش و مانور آمادگی برای بعثت جهانی موعود است که در آن:
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص: ۵).
نتیجهگیری نهایی
پس از بررسی آیات قرآن کریم، روایات معصومین(ع) و اندیشه تمدنی امام شهید، حقیر به این نتیجه قطعی رسیدهام که آنچه در این شبهای اخیر در خیابانهای ایران اسلامی شاهد بودیم، نه یک رویداد سیاسی مقطعی بلکه تجلی یک اصل قرآنی و روایی بود. موارد ذیل نیز را به عنوان نتایج کلی میتوان یاد کرد:
اولاً مفهوم «مبَعوث شدن ملتها» ریشه در آیات قرآن کریم دارد و منحصر به انبیاء نیست. آیات متعددی از جمله آیه ۱۰۴ سوره آلعمران و آیه ۱۱۰ همان سوره، برانگیختگی جمعی امتها را اثبات میکنند.
ثانیاً این مفهوم با نگاه تمدنی و جامعالنظر امام خامنهای کاملاً سازگار است و نمود عینی آن را در دو مقطع تاریخی میتوان مشاهده کرد: انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و اجتماعات عظیم پس از شهادت معظمله.
ثالثاً آنچه در قریب پنجاه شب پس از شهادت شاهد بودیم، مصداقی بارز از بُعث ملت بود. مردم با ارادهای جمعی و معنوی به خیابانها آمدند و این حرکت، نشاندهنده عمق ایمان و آگاهی مردم ایران بود.
رابعاً این بعثت، مقدمهای برای بعثت جهانی صلح به رهبری حضرت حجت(عج) است و این امیدواری وجود دارد که این جنبش تمدنی منجر به صلح عالمگیر حقیقی شود.
مهدی صالحی خوانساری
پژوهشگاه مطالعات تقریبی